أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
11
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و ليس غيرها منها عوضا . 7 - اساسش خوانند براى آنكه مردى بنزديك شعبى آمد و از درد پهلو شكايت كرد شعبى گفت : اساس قرآن بر او خوان ، گفت : اساس قرآن چه بود ؟ - گفت : سورة - الحمد ؛ از آنكه از عبد الله عباس شنيدم كه او گفت : هر چيزى را اساسى بود اساس دنيا مكّه است ، و اساس آسمانها غريباست و آن آسمان هفتم است ، و اساس زمينها عجيباست و آن زمين هفتم است ، و اساس بهشتها بهشت عدن است و آن ناف بهشتهاست ، و اساس دوزخ جهنّم است و آن دركهء هفتم است ، و اساس خلق آدم است ، و اساس پيغمبران نوح است ، و اساس بنى اسرائيل يعقوب است ، و اساس كتابها قرآن است ، و اساس - قرآن فاتحة الكتاب است ، چون ترا رنجى رسد يا بيمارئى باشد فاتحة الكتاب برو خوان تا شفا يا بى . 8 - شفايش خوانند از آنكه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : فاتحة الكتاب شفاء من كلّ سقم « 1 » ، ابو سليمان روايت كرد كه با رسول صلى اللّه عليه و آله بغزائى بوديم مردى بعلّت صرع بيفتاد يكى از صحابه فرا شد و سورهء فاتحة الكتاب در گوش وى خواند برخاست و تندرست شد با رسول بگفتيم از اين حال ، گفت : هى امّ القرآن و هى شفاء من كلّ داء . 9 - صلاتش خوانند ؛ رسول صلى اللّه عليه و آله اين سوره را صلاة خواند تا بدانند كه نماز درست نباشد الّا بدين سوره ، و نيز گفت كه : خداى تعالى گفته است : قسمت الصلاة ( اى سورة الفاتحة ) بينى و بين عبدى نصفين فنصفها لعبدى و لعبدى ما سأل ؛ گفت : قسمت كردم من نماز را يعنى سورهء فاتحة الكتاب را ميان خود و ميان بندهام دو نيمه ؛ يك نيمه مراست و يك نيمه بندهء مراست و بندهء مراست آنچه بخواست ، آنگه گفت : چون بنده بگويد : الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ، خداى تعالى گويد : حمدنى عبدى ؛ بندهء من حمد من گفت ، و چون گويد : الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خداى تعالى گويد : أثنى علىّ عبدى ، بندهء من بر من ثنا گفت ، و چون گويد : مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ، خداى تعالى گويد : مجّدنى عبدى بندهء من مجد و بزرگوارى من گفت ، و چون گويد : إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ، خداى تعالى
--> ( 1 ) - - در تفسير ابو الفتوح و بعضى نسخ اين تفسير « هم » و در مستدرك ( ج 1 ، ص 300 ) : « سم » .